محمد تقي جعفري
149
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
حيله گرى را مىبيند ، ولى در مقابل از امر و نهى خدا براى ارتكاب به حيله گرى مانعى وجود دارد و در نتيجه آن حيله گرى را در عين حال كه قدرت بر اجراى آن دارد ، رها مىكند و كسى كه هيچ تأثرى و اجتناب و بيمى در دين ندارد فرصت را براى حيله گرى غنيمت مىشمارد « [ خطبهء 41 ص 258 از ترجمه ] 2 . » سوگند به خدا ، معاويه هشيارتر و نابغه تر از من نيست ، و لكن او مرتكب حيله گرى و فجور مىشود و اگر زشتى پيمان شكنى نبود ، من از باهوشترين و نابغه ترين مردم بودم . ( او هيچ امتناعى از پيمان شكنى و ارتكاب معصيت ندارد ) و هر چيزى كه موجب چنين انحرافى شود ، دل را تيره و تاريك گرداند ، و براى هر حيله گرى پيمان شكن در روز قيامت پرچمى است كه با آن شناخته مىشود ، سوگند به خدا نه با مكر بازى فريبكاران دچار غفلت ميشوم و نه با قدرت قدرتمندان به استضعاف كشيده ميشوم « [ خطبهء 20 ص 318 ] . « اگر آن همه مشقتها و ناگواريها و ناملائمات فوق تصور كه در دوران زمامدارى امير المؤمنين عليه السلام ، گريبانگير اين بزرگ بزرگان گشت ، و اگر آن همه صبر و شكيبايى كه اين افتخار انبياء و اولياء در طول ساليان متمادى پس از رحلت پيامبر اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) تا آخرين نفسهاى زندگى خود تحمل فرمود ، نتيجه اى جز اين نداشت كه نه تنها دل آن مرد الهى را تيره و تار نساخت ، بلكه با پيشرفت روزگار عمرش به روشنايى و فروغ ربانى آن نيز افزود ، براى ارائه حكمت بالغهء خداوندى در جريانات محيّر العقول آن دوران ( از رحلت پيامبر تا زمان چشم بر بستن امير المؤمنين عليه السلام از اين دنيا ) كفايت مىكرد . » بگذر از باغ جهان يك سحر اى رشك بهار تا ز گلزار جهان رسم خزان برخيزد